الشيخ رسول جعفريان وديگران
379
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
هفتم هجرى به مدينه بازگشته است . « 1 » اما كتاب روض الانف از ابو القاسم سهيلى ( 508 - 581 ه . ) كتابى است در شرح سيرهء ابن هشام ، كه ابن كثير به لحاظ ترتيب مباحث و نوع بيان مطالب ، سخت شيفتهء آن شده است ؛ چرا كه مطالبى در آن آمده كه پس از وى كسى به آنها نپرداخته است . ابن كثير به استعداد و قدرت ذهنى مؤلف اين كتاب و نيكويى تأليف آن اعتراف دارد . بنابراين ، نبايد از اين كه ابن كثير از فوايد و افزودهها و ملاحظات سهيلى بر ابن هشام ، فراوان بهره برده ، تعجب كرد . وى در بخش اخبار العرب تا پايان سيره ، در حدود نود مورد ، از آن ياد نموده و مطالبى نقل كرده و در مواردى به نام كتاب نيز تصريح كرده است . اما گفتههاى سهيلى در شرح حالها فراوان نيست و چنين به نظر مىرسد كه اين مطالب به واسطه از مورخان ديگر نقل شده است . ابن كثير دربارهء سال درگذشت ابن هشام ، سال 213 ه . را به نقل از ابن خلكان از سهيلى نقل كرده است . ابن كثير سال 218 ه . را تاريخ درگذشت ابن هشام مىداند . ابن كثير انتقاداتى نيز به نقلهاى سهيلى دارد . همانطور كه معمولا پس از بسيارى از نقلهايى كه از آثار ديگر آورده ، انتقادهايى نسبت به آنها ابراز مىكند . براى نمونه ، وى با نظر سهيلى دربارهء درگذشت نجاشى در سال نهم هجرت موافق نيست و خبر درست را سال هفتم هجرت ، پس از فتح خيبر مىداند . « 2 » وى همچنين اين گفتهء سهيلى را كه آيهء « لمسجد اسس على التقوى من اول يوم . . . » را بر مسجد قبا حمل كرده ، نادرست شمرده و گفته است كه مقصود ، مسجد النبى ( ص ) در خود مدينه است . « 3 » همچنين ابن كثير اين حديث را نپذيرفته است كه رسول خدا ( ص ) كلمات اذان را در شب معراج در آسمان از زبان فرشتهاى شنيد ؛ چرا كه روايت مزبور را تنها ابو الجارود نقل كرده و او متهم است . اگر
--> ( 1 ) . نقد ابن كثير ، اجتهاد در مقابل نص است و اخوت ميان اين دو ، نشان دهنده آن است كه حتى ميان افراد غايب نيز اخوت برقرار مىشده و يا پس از آمدن جعفر ، هنوز بستن عقد اخوت ادامه داشته است ( مترجم ) . ( 2 ) . روض الانف ، ج 1 ، ص 216 ؛ البداية و النهايه ، ج 3 ، ص 78 . ( 3 ) . روض الانف ، ج 2 ، ص 11 ؛ البداية و النهايه ، ج 3 ، ص 209 . اين نقد ابن كثير نيز نادرست است . در واقع ، خود آياتى كه درباره موضوع ياد شده ، نازل گشته ، قرينه بر آن است كه مقصود از مسجد ياد شده مسجد قباست نه مسجد النبى ؛ چرا كه خداوند پس از انتقاد از مسجد ضرار و توصيه به نخواندن نماز در آن ، به مسجد قبا كه در نزديكى مسجد ضرار بوده اشاره كرده و مردم را به خواندن نماز در آن توصيه كرده است ( مترجم ) .